من حماسه کاغذ توالت تلاش: خنده احساس گناه و خصومت emojis و در پایان موفقیت

مایدزرت | No comments

یادداشت سردبیر: ما با درک جدی بودن بیماری همه گیر کوروناویروس اما ما می دانیم که هر کس می تواند همچنین استفاده از یک خنده در این زمان به چالش کشیدن. با که در ذهن در اینجا یک فندک را از ما مقاله نویس است که ما امیدواریم که به شما می دهد یک استراحت کوتاه از زمان جدی اخبار چرخه.

در سال 1492 کلمبوس میره آبی اقیانوس برای پیدا کردن زمین های جدید. در سال 1989 ایندیانا جونز و پدر خود را تعقیب و دنبال کردن جام مقدس. و در روز سه شنبه من به این افسانه به من Shad قدرت نیز تکمیل تلاش حماسی. من برخی از کاغذ توالت میشم!

اجازه دهید من شما را از طریق بالا و پایین از حماسه.

در اینجا شخصی من کاغذ توالت arc گذشته بیش از هفت روز است.

روز اول: در نگاه کسانی که احمقها احتکار کاغذ توالت. چرا ؟

روز دوم: Oh my gosh, عسل این را بررسی کنید. نگاهی به این عکس ها خالی از کاغذ توالت قفسه در تمام فروشگاه ها. خنده دار.

روز سوم: من فکر نمی کنم در مورد کاغذ توالت در همه.

روز چهارم: همسرم می گوید: “شما می دانید حقیقت این است که ما در حال اجرا هستند کم در کاغذ توالت.”

روز پنج: این جمعه. من مطمئن هستم که این فروشگاه خواهد بود bonkers. من می دانم آنچه من انجام دهید تا دوشنبه صبر کنید. از آن خواهد شد کمتر شلوغ است. مرد من هوشمند هستم.

روز ششم: نوسان محلی من Ralphs در صبح است. Spoiler alert: نبود کمتر شلوغ و من نه هوشمند. دیوانه خطوط از درب. بنابراین من به خانه برگشت. من برای مدتی و سپس بازگشت به رفتن به خرید مواد غذایی در حدود 1 بعد از ظهر خطوط از بین رفته اند اما تا کاغذ توالت البته به عنوان به خوبی به عنوان بسیاری از چیزهای دیگر در فهرست خرید من مانند نان, برنج, ماکارونی. کسانی که قفسه ها نیز تاج خروس شهرستان.

بیشتر: Riverside County مقامات به بحث در مورد ویروس در livestream; توسط-انتصاب تست در جنوب غربی کلیسا

بیشتر: Coronavirus: این منطقه پالم اسپرینگز رستوران ها ارائه می دهد تحویل, را از

Hmmm. این اولین لحظه ای که من متوجه شدم خرید در یک بیماری همه گیر چیزی است که نیاز واقعی برنامه ریزی استراتژی و توانایی بود سریع روی پای خود را.

در طول سفر من به Ralphs من تا به حال به ad-lib زیادی است که من در. شما به من یک لیست شما همه چیز را در این لیست است. اگر یک چیز در این فهرست رفته است من وحشت.

برای مثال خواست “برنج دو جعبه بزرگ از طریق مسنجر و یا به طور منظم برنج. و یا در کیسه اگر آنها در خارج از جعبه.” خوب برنج قفسه ها خالی بودند. بدون جعبه بدون لحظه هیچ منظم بدون کیسه. یک دقیقه صبر کنید آنچه را که پنهان در پشت برخی از جعبه غیر از برنج. روشن کیسه است که می گوید: “Hinode جوانه زده قهوه ای, برنج دانه متوسط. منبع خوبی از منیزیم است.” از لحاظ فنی آن را به حال کلمه برنج و در آن, بنابراین من آن را خریدم.

می شود خانه من به او بگویید که اخبار بد در مورد کاغذ توالت و نان است. او می پرسد: “آیا آنها برنج حداقل؟” پاسخ من: “خوب, نوع, که من پیدا کردم این کیسه از جوانه زده برنج قهوه ای هر چه که است.” او گفت: به وضوح نا امید: “به طور جدی ؟ خوب, من حدس می زنم که باید انجام دهید.” به من گفت: تلاش برای نجات برخی از اعتبار: “از آن قرار است به یک منبع خوبی از منیزیم است.”

سفر به Ralphs نبود همه بد است. من پیدا کردن بعضی از مواد غذایی در لیست من ضربه به رفیق قدیمی (نه به معنای واقعی کلمه ما را نگه داشته و اجتماعی ما فاصله). و یک نوع سالمندان زن و شوهر هر دو هوشمندانه با پوشیدن دستکش های جراحی از من خواست برای گرفتن برخی از مواد شوینده را از روی قفسه بالا برای آنها.

بعد از آن شب به عنوان شروع کردم به تصور یک زندگی بدون کاغذ توالت شروع کردم به رفتن را از طریق حالات. من ارزیابی چقدر مقاله ما اگر همه چیز ناامید. من هم شروع به فکر کردن در مورد آن از دوستان من که تا به حال شده است مباهات در مورد چگونه به خوبی مواجه نگردند هستند و من احساس راحتی درخواست چند رول اگر هم آمد. کسانی که افکار شناور از طریق سر من که من خوابش برد.

روز هفتم: این 6:50 a. m. و من گاز در یک وان در پالم اسپرینگز پس از انداختن شوهر در کار. من 40 فرد خط انتظار برای فروشگاه خود را باز کنید. من پایان گرفتن گاز و خریداران در حال حاضر شده است در اجازه و هیچ خط. نگه دارید تا. من تا به حال هیچ وجه قصد رفتن به یک فروشگاه مواد غذایی در 7 صبح اما من اینجا هستم. این ممکن است شانس من. عصبی من فروشگاه را وارد کنید.

بیشتر: Coronavirus: کالیفرنیا پرانتز برای افزایش تعداد مدعیان بیکاری به عنوان کسب و کار تعطیل

بیایید ببینید که در راهرو به کاغذ توالت? من می بینم احتمالا که با مردم جوانه از آن را در هر جهت. مانند بسیاری از فروشگاه های وان تا به حال دو برای هر مشتری محدود در محل, بنابراین من فکر کردم من هنوز هم ممکن است یک فرصت است.

وجود دارد یک راه منظم کاربران ورود به راهرو هفت با هر یک از انتظار برای فرد در مقابل آنها به انتخاب خود دو بسته از TP قبل از ورود خود را. من تحت تاثیر قرار گرفته بود.

وجود دارد برخی از پرشهای که scuttled پایین راهرو شش و پس از آن سعی کردم به عقب برگردید تا راهرو هفت از جهت دیگر. من یکی از کسانی که پرشهای. من در نزدیکی کاغذ توالت و من می توانستم با استفاده طولانی بال به گرفتن برخی از, اما به نظر می رسد در چهره مردم انتظار منظم در خط ساخته شده من احساس گناه است که من نمی تواند ماشه.

بنابراین من scuttled به پایین راهرو شش و دوباره در خط راه صحیح و درست بود به امید. بعد از چند دقیقه من قادر به نوبه خود گوشه ای و در حال حاضر من در واقع در کاغذ توالت راهرو و من می تواند یک ارزیابی از شانس من. وجود دارد حدود 12 نفر در مقابل من و شبیه چیزی حدود 20 بسته باقی مانده است. این خواهد بود ، من نیاز به چند نفر در مقابل من نیست را به حداکثر دو.

C’mon بافت خدایان لبخند را بر من!

من بسیار نزدیک در حال حاضر. من سفید دو لایه مقدس در چشم بود. وجود دارد تنها یک نفر در مقابل من و به شوق من شد پنج بسته باقی مانده است. بله! او تنها یک. من تا به حال انتخاب من از چهار. من برداشت دو و شش-بسته های توخالی شمالی. در حال حاضر این مگا رول مردم برابر با 24 منظم رول. که من ساخته شده انتخاب من شنیدم ناله پشت سر من. من حدس می زنم او می خواست مگا رول. ببخشید دوستان.

من مثبت مبتلا به دوار سر. این یک حس موفقیت من تا به حال احساس در ماه. هیچ چیز نمی تواند من را به پایین. تا زمانی که من با نزدیک شدن به خط پرداخت.

آنچه آنها را به شما بگویم در مورد کاغذ توالت تلاش است که بخشی از تلاش این است که چک کردن. تمام کسانی که 45 نفر بودند که جلوتر از من به کاغذ توالت شد و در حال حاضر جلوتر از من در این دو خطوط پرداخت باز است. آه خوب, من در جایی در انتهای خط و آن را بیش از حد بد است. آن رفت و به سرعت از آنجا که اکثر مردم فقط به حال یک زن و شوهر از اقلام است.

وجود دارد kerfuffle پشت سر من به عنوان یک مرد متهم یکی دیگر از برش. مدیر مجبور به درگیر شدن. من گره من دوخته شمال محکم و به نظر نمی آید در پشت صحنه. من نمی توانستم اجازه دهید هر چیزی من جلوگیری از تکمیل این کار است. پس از حدود 30 دقیقه نوبت من بود به اتمام است. به وضوح مزاحمت صندوقدار تا به حال این بورس با مرد در مقابل من.

صندوقدار: “این پیر. کل این کاغذ توالت چیزی که من سپرهای. این خیلی غیر ضروری. این یک بیماری تنفسی نیست و روده یکی است.”

خریدار: “آره, اما حتی بدون هر گونه بیماری شما هنوز هم باید به کاغذ توالت،”

صندوقدار: “(به وضوح داشتن هرگز در نظر گرفته شده است که و در حال حاضر متوجه او نیاز به گرفتن برخی برای خود) آره من حدس می زنم. هر آنچه. بعدی!”

من بعدی. من اسکن من وان کارت. سپس من اسکن کارت اعتباری خود را. نه, من نمی خواهم یک کیسه. بله من رسید. من آن را انجام داد! من با موفقیت به دست آورد و کاغذ توالت. مانند همه کسانی که بی باک کاشفان و ماجراجویان قبل از من تا به حال موفق شد در تلاش است. من عملا قلم به ماشین من. من تا به حال به واقع خلق و خوی هیجان من در احترام به مردم وارد فروشگاه دانستن آنها آرزو میکردند با من.

به هر حال من نمی توانستم صبر کنید به متن من ، من به این بود که حدود 7:35 صبح و من پیامک او سه کاغذ توالت emojis به دنبال نه علامت تعجب. مورخان می گویند کلمبوس ارسال یک متن مشابه به همسر خود را زمانی که او در بر داشت زمین.

“شیرین” او پیامک. او خوشحال بود و تحت تاثیر قرار. آن را ممکن است بیشتر افتخار من او را در سال بوده است.

من فقط نشسته بود در پارکینگ خندان. احساس راضی است.

و سپس من متن دیگری از شوهر: “آیا آنها هر گونه نان؟”

یک هکتار! یک تلاش جدید را آغاز کرده است.

Shad قدرت نویس برای خورشید صحرا. او را در رسیدن به [email protected]

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>